سه‌شنبه 11 بهمن‌ماه سال 1390
توسط: علی

مقابله به مثل با تحریم نفتی ایران با استفاده از استراتژی لبه پرت

  وحید عبیری-کارشناس انرژی


منبع: نفت نیوز


اتحادیه اروپا با دورنمایی کاملاً مبهم و تردید آمیز و تحت فشار آمریکا و لابی صهیونیستی پشت پرده، دست به تحریم نفت ایران زده و خود را وضعیتی کاملاً خطرناک قرار داده است، به نحوی که عملی شدن گزینه های پیش روی جمهوری اسلامی می تواند آنان را همچون آمریکا، رژیم صهیونیستی و عربستان از کرده خود پشیمان کند.

در حالی که در ماههای گذشته تهدیدات غرب به مثابه چماقی پوشالین برای بازگرداندن جمهوری اسلامی به میز مذاکره هسته ای به نتیجه ای نرسیده بود، اتحادیه اروپا مهمترین جلسه سال 2012 خود در خصوص تحریم ایران را برگزار کرد و سعی کرد، همچون گذشته صنعت نفت را که شریان اقتصادی کشور است، هدف تحریمهای به ظاهر فلج کننده خود قرار دهد.
در این بین چند ماهی بود که شایعه تحریم خرید نفت ایران توسط دشمنان ایران در رسانه ها طنین انداز شده بود، اما واکنش صریح مقامات جمهوری اسلامی که هر گونه تحریم نفتی را برابر با بستن تنگه هرمز و اتخاذ استراتژی تهدید در برابر تهدید عنوان کرده بودند، تا حدودی فضای تحریم تعدیل شده بود.
اما سرانجام اتحادیه اروپا در شرایط بسیار نامساعد اقتصادی از فرآیند جدید تحریم نفت ایران رونمایی کرد.
بر اساس این تحریم، اروپایی ها تصمیم گرفتند، تا به جای قطع ناگهانی واردات روزانه ۸۰۰ هزار بشکه از نفت ایران، بر اساس یک برنامه زمان بندی شده طی 6 ماه به تدریج این اقدام را عملی سازند.
البته اروپایی‌ها ضمن  بهره برداری از آثار تحریم با علنی کردن شیوه تحریم سعی می کنند، به لحاظ روانی طرف مقابل را مرعوب سازند. اما جدا از این موضوع سوال مهم این است که چرا اتحادیه اروپا 6 ماه زمان  برای تحریم تدریجی ایران اختصاص داده است؟

پاسخ به این پرسش در چند محور قابل بررسی است:

1. تشدید فشار بر جمهوری اسلامی برای بازگشتن به میز مذاکره از موضع ضعف.
((تحریم ایران، هدف نیست. هدف، وادار کردن ایران برای از سرگیری مذاکرات و توقف غنی سازی است.{کاترین اشتون 3/11/90})).

2. عدم اطمینان از توان عربستان در جبران کمبود نفت ناشی از تحریم ایران.
ادعای عربستان در افزایش تولید نفت به زعم بسیاری از کارشناسان تنها یک عرض اندام سیاسی برای انحراف افکار عمومی از اعتراضات گسترده داخلی، فشار بر جمهوری اسلامی و امتیاز گیری به ویژه در موضوع بحرین و سوریه است.
حتی اگر این ادعا صحت داشته باشد، پالایشگاههای نفت اروپا که وابسته به نفت سبک ایران هستند به سادگی و به سرعت نمی توانند خود را با نفت سنگین سعودی ها تطبیق دهند.

3. التهاب و ناآرامی در کشورهای بزرگ صادر کننده نفت جهان
تداوم اعتراضات شیعیان عربستان در استان الشرقیه که کانون نفت این کشور محسوب می شود.

تنشهای فزاینده در پیکره سیاسی و امنیتی عراق و احتمال بروز ناآرامیهای دامنه دار پس از محاکمه طارق الهاشمی، آغاز دوران دفاع مقدس در بحرین و فتوای مهم آیت الله شیخ عیسی قاسم مبنی بر لزوم ایستادگی در برابر آل خلیفه، تداوم درگیری بین مسلمانان و مسیحیان نیجریه و احتمال زیاد سرایت این ناآرامی ها به مناطق نفتی این کشور، اعتراضات گسترده علیه شورای انتقالی لیبی در بنغازی و سقوط بنی ولید توسط وفاداران به معمر قذافی و ابهام در خصوص بازگشت نفت لیبی به مدار تولید، روی هم رفته جامعه جهانی را نسبت به تامین انرژی بدون نیاز به ایران دچار تردید و نگرانی ساخته است.

4. وابستگی شدید کشورهای یونان، ایتالیا و اسپانیا به عنوان آسیب پذیر ترین و ناآرام ترین حلقه از اتحادیه اروپا  نیز سبب شده تا از بیم شوک اقتصادی، التهاب و سرایت آن به سایر نقاط این اتحادیه 6 ماه زمان برای رها شدن این سه کشور از نفت ایران در نظر گرفته شود.

*استراتژی لبه پرتگاه

موارد فوق نشان دهنده این واقعیت است که اتحادیه اروپا با دورنمایی کاملاً مبهم و تردید آمیز و تحت فشار آمریکا و لابی صهیونیستی پشت پرده دست به تحریم نفت ایران زده و خود را وضعیتی کاملاً خطرناک قرار داده است، به نحوی که عملی شدن گزینه های پیش روی جمهوری اسلامی می تواند آنان را همچون آمریکا، رژیم صهیونیستی و عربستان از کرده خود به شدت پشیمان کند:
 
1. عبور از مرز 20 درصدی غنی سازی، بازی دوسر باخت برای اوباما
غربیها مدعی هستند که ایران با آغاز غنی سازی 20 درصد در سایت فردوی قم، 75 درصد از مسیر رسیدن به آنچه غربی‌ها را نگران می‌کند را پیموده است.
این در حالی است که تاکنون هیچ گونه انحرافی در برنامه هسته ای ایران مشاهده نشده و بازرسان متعدد آژانس بارها بر صلح آمیز بودن فعالیتهای صلح آمیز هسته ای کشورمان صحه گذاشته اند.

با این وجود غربیها هیچ گاه نخواسته اند که نگاه واقع بینانه ای به مسئله هسته ای ایران داشته باشند و هر بار با پناه بردن به سلاح تحریم کوشیده اند ایرانیان را از رسیدن به حق مسلم خود محروم سازند.
حال که هیچ منطقی برای طرف مقابل برای مذاکره و رسیدن به نقطه مشترک باقی نمانده و آنان کماکان بر بازی چماق و هویج پافشاری می کنند و غنی سازی 20 درصد را به عنوان مهمترین برگه بازی ایران محسوب کرده اند، ایران می تواند با عبور از مرز 20 درصد غنی سازی و ورود به محدوده40-80 درصد غرب را کاملا غافلگیر کند.
این اتفاق می تواند ابتدا به صورت آزمایشگاهی و سپس در یکی از  چندین سایت جدیدی که قرار است در دل کوهها ایجاد شود، بیفتد.
برای بررسی و عملی ساختن این فرضیه کشورمان تا اول جولای 2012 که زمان قطعی تحریم نفت کشورمان از سوی اروپاست، زمان در اختیار دارد و سناریوهای فراوانی را می تواند برای آن تعریف کند.
این اقدام رعب و وحشت را بر اردوگاه دشمن مسلط می کند و اوباما را که تا پیش از این برای جلب نظر صهیونیستها به فشار علیه ایران روی آورده بود در یک بازی دوسر باخت قرار خواهد داد. یک راه برای وی پذیرفتن ایران هسته ای با توان غنی سازی 20 درصد منهای تحریم است و راه دوم اعمال تحریم بر ایرانی است که توان غنی سازی بالای 40 درصد را داراست که هر دو اتفاق مذکور واکنش صهیونیستها را در پی خواهد داشت و او را در انتخابات آینده به پرتگاهی هدایت خواهد کرد که پیش از او کارتر در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی تجربه کرده بود.
حال که تحریمهای غرب بدون هیچ گونه ملاحظه ای شریانهای اقتصادی کشور را نشانه گرفته و هیچ توجهی به عواقب انسانی آن ندارد، بهتر است تجربه غنی سازی 20 درصد را که مدیون شهید بزرگوار دکتر شهریاری هستیم این بار با یاد شهید مصطفی احمدی روشن تکرار کنیم تا این بار ما غربیها را به لبه پرتگاه کشانده باشیم.

2. قطع ناگهانی صادرات نفت به اروپا، موثر اما خلاف مصلحت
اگر چه همانطور که برشمردیم یکی از دلایل اتحادیه اروپا از فازبندی تحریم اخیر نفت ایران فرصت به یونان، ایتالیا و اسپانیا برای تطبیق با شرایط جدید و از بیم التهاب اقتصادی و نهایتا دامن گیر کردن کل اتحادیه اروپاست، قطع ناگهانی صادرات نفت به اروپا که به تازگی توسط محافل گوناگون مطرح شده نمی تواند گزینه مناسبی پیش روی کشورمان باشد.
یکی از دلایل آن آرمانها و خط قرمزهای نظام مقدس جمهوری اسلامی است که هرگز با مجازات بیگناه برای آسیب زدن به گناهکار موافق نبوده است. همانطور که کشورمان در جنگ تحمیلی برای انتقام از صدام هرگز به سراغ گزینه حمله به غیرنظامیان نرفت و این اتفاق اکنون تبدیل به عاملی در جهت نزدیکی دوملت شده است، قطع صادرات نفت به خصوص به یونان و اسپانیا که در سالهای گذشته موضع خصمانه ای علیه کشورمان نداشته اند راه مناسبی برای مقابله با انگلیس، فرانسه ، آلمان و رژیم صهیونیستی نخواهد بود.
ضمن اینکه عملی کردن این اقدام خوراک لازم را برای دشمن فراهم خواهد کرد تا با پروپاگاندای پیچیده خود جای ظالم و مظلوم را به سود خود تغییر دهند.
دلیل دوم نامناسب بودن قطع صادرات به اروپا این است که با این اقدام حق خود در بستن تنگه هرمز را مخدوش کرده و به جای نقش آفرینی در بازی تهدید در برابر تهدید خود را در موضع تماماً تهدید آمیز قرار می دهیم.
به جای این اقدام ایران می تواند حجم مشخصی از صادرات نفت به اروپا را شاخص قرار دهد و تحریم فراتر از آن را مصادف با اعمال کنترل شدید بر تنگه هرمز به خصوص در رابطه با نفتکشهای کشورهای موثر در تحریم خود در نظر گیرد.

3. رزمایش تعیین کننده سپاه پاسداران در تنگه هرمز
در روزهای آینده رزمایش دریایی سپاه پاسداران در تنگه هرمز اجرایی خواهد شد و آنطور که مسئولان وعده داده اند، تسلیحات بازدارنده جدیدی نظیر موشک زیرآبی جدید سپاه در آن آزمایش خواهد شد که نقش بسزایی در بر هم زدن فضای فعلی و اثبات جدیت ایران بر لزوم استفاده همه یا هیچ کس از خلیج فارس خواهد داشت. این رزمایش علاوه بر نکته مذکور باعث افزایش بهای جهانی نفت خواهد شد تا تلخی آن دشمن را در خصوص تحریم اندکی هم که شده متنبه سازد.

4. تمرکز بر میدان قوار بزرگترین ذخیره نفتی و عامل حیات آل سعود عربستان
در حالی که عربستان بدون هیچ گونه ملاحظه ای می کوشد جایگزین نفت ایران در بازار جهانی انرژی شود، توجه بیش از پیش به گزینه های پیش روی کشورمان در قبال شریانهای تولید نفت این کشور به مانند میدان قوار که تولید آن بیش از 6 میلیون بشکه در روز ارزیابی شده است می تواند ترمزی بر همراهی های خائنانه سران این کشور با آمریکا و اسرائیل باشد.
 
*فرصتهای همراه با تحریم

صرف نظر از همه تهدیدات اگر نگاهی به نیمه پر لیوان بیندازیم در خواهیم یافت که تحریم خرید نفت ایران توسط اروپا فرصتهای بی نظیری را نیز برای کشور درپی خواهد داشت. افزایش ظرفیت پالایش نفت خام که مستلزم تکمیل پالایشگاههای نیمه کاره فعلی است، و صدور فراورده به جای نفت خام آن هم به کشورهای دوستی که خود وارد کننده فراورده شرکتهای اروپایی هستند، علاوه بر ایجاد رقابت در بازار تامین فراورده های نفتی با شرکتهای نفتی بزرگ دنیا هم می تواند باعث اشتغال زایی فراوان در کشور شود و هم باعث تزریق ارزش افزوده هنگفت پالایش نفت خام به چرخه اقتصاد ملی.
با این رویکرد می توان دستاورد عظیم خودکفایی بنزین در سالهای اخیر را تا تبدیل شدن ایران به یکی از بزرگترین صادرکنندگان فرآورده های استراتژیک نفتی ادامه داد.
علاوه بر این تحریم می تواند یک  فرصت بی بدیل باشد، تا پس از گذشت 6 دهه از سقوط دولت مصدق، با جدیت فراوان تئوری آرمانی اقتصاد بدون نفت را در کشور اجرایی کنیم و طبق فرموده ارزشمند مقام معظم رهبری که از سال 74 معتقد به لزوم تبدیل تحریم به سلاحی در دستان ما به جای دشمن بودند، نفت خود را برای روزهایی ذخیره کنیم که دنیا به شدت نیازمند آن خواهد شد. برای موقعی که مصرف نفت رو به اوج خواهد بود و ذخایر نفت رو به اتمام.